وبلاگ ِ مكمل ِ اين وبلاگ :

‏نمایش پست‌ها با برچسب رائفی پور. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب رائفی پور. نمایش همه پست‌ها

۸ بهمن ۱۳۸۹

سيد جمال‌الدين‌ اسدآبادي‌ و فراماسونري ... .


هوالخلاق
مه شكن نوشت :
  
 

 درباره سيد جمال‌الدين‌ اسدآبادي‌ مطالب‌ بسياري‌ گفته‌ شده‌ است‌.
اما دو نكته‌ در ميان‌ همه اين‌ گفته‌ها قابل‌ توجه‌ بيشتري‌ است‌ :
اول‌ اينكه‌ براستي‌ نقش‌ و جايگاه‌ مرحوم‌ سيد در تاريخ‌ نوين‌ ممالك‌ اسلامي‌
جا و نقش‌ بسيار مهمي‌ است‌ و در هر بررسي‌ درباره تاريخ‌ قرن‌ اخير،
بواقع‌ بايد از سيد جمال‌الدين‌ شروع‌ كرد اين‌ قولي‌ است‌ كه‌ جملگي‌ برآنند.
دوم‌ اينكه‌ مهمترين‌ نكته‌اي‌ كه‌ در شخصيت‌ سيد محل‌ بحث‌ و گفت‌وگو
و منشا قضاوتها و برخوردهاي‌ گوناگوني‌ شده‌،
عضويت‌ او در انجمن‌ سري‌ فراماسونري‌ است‌،
به‌طوري‌ كه‌ اگر ثابت‌ شود كه‌ او فراماسون‌ بوده‌
و يا معلوم‌ شود كه‌ او عضو فراماسونري‌ نبوده‌،
همه قضاوتها نسبت‌ به‌ او تفاوت‌ مي‌كند.
البته‌ اين‌ دو وجه‌ كاملاً به‌ هم‌ مرتبط‌ است‌
و ما هم‌ در اين‌ مختصر مي‌خواهيم‌ به‌ همين‌ مسئله‌ بپردازيم‌... .
همه كساني‌ كه‌ دربار ه عضويت‌ سيد جمال‌ در فراماسونري‌ سخن‌ گفته‌اند،
به‌ عنوان‌ سند و مدرك‌ عاقبت‌ به‌ دو منبع‌ به‌ عنوان‌ سرچشمه‌ و ابتداي‌ اين‌ ادعا مي‌رسند:
يكي‌ سخن‌ تقي‌زاده‌ كه‌
«نخستين‌ كسي‌ است‌ كه‌ در مجله كاوه‌
درباره عضويت‌ سيد در لژ ماسونيك‌ ذكر مختصري‌ كرده‌ است‌.» (1)
تقي‌زاده‌ در مقاله «سيد جمال‌الدين‌ اسدآبادي‌ معروف‌ به‌ افغاني‌» (2) مي‌گويد:
«...در مصر شنيده‌ شد كه‌ وي‌ در آنجا در محفل‌ فراماسونها داخل‌ بوده‌
و در آنجا بر ضد انگليس‌ حرف‌ زده‌ بود. در بعضي‌ جرايد غربي‌ به‌نظر مي‌رسد كه‌ او
خود باني‌ و مؤسس‌ محفل‌ فراماسوني‌ بود كه‌ سيصد نفر عضو داشت‌.»
ظاهراً تقي‌زاده‌ اين‌ مقاله‌ را در سال‌ 1300 شمسي‌
 ـ يا در همين‌ حوالي‌ ـ در مجله كاوه‌ نوشته‌ بوده‌ است‌.
ديگري‌ در «مجموعه اسناد و مدارك‌ چاپ‌ نشده‌ درباره سيد جمال‌الدين‌ مشهور به‌ افغاني‌»
كه‌ از جانب‌ دكتر علي‌ اصغر مهدوي‌ و دانشگاه‌ تهران‌ در سال‌ 1342 منتشر شد
و چند «سند» درباره عضويت‌ سيد در فراماسونري‌ نقل‌ كرده‌ است‌.
سخن‌ تقي‌زاده‌ با عبارات‌ «به‌نظر مي‌رسد» و «شنيده‌ شد»،
به‌ علاوه توجه‌ به‌ اصل‌ شخصيت‌ تقي‌زاده‌ و جهت‌گيريها و مأموريتهاي‌ او،
ماهيت‌ و ارزش‌ سندي‌ ادعايش‌ را نشان‌ مي‌دهد.
بخصوص‌ كه‌ لحن‌ تقي‌زاده‌ در اين‌ مقاله‌ بشدت‌ ضد روحانيت‌ است‌.
و اما درباره‌ اسناد مهدوي‌ و دانشگاه‌ تهران‌،
يكي‌ از همه‌ مهمتر است‌ كه‌ همان‌ تقاضاي‌ عضويت‌ خود سيد جمال‌الدين‌ است‌،
بقيه‌، نوشته‌هايي‌ است‌ كه‌ چندان‌ اعتباري‌ در اثبات‌
عضويت‌ سيد جمال‌ در فراماسونري‌ نمي‌تواند داشته‌ باشد.
مثلاً «مكتوب‌ عربي‌ به‌ امضاي‌ نقون‌ سكروج‌ از لوج‌ كوكب‌ الشرق
خطاب‌ به‌ سيد مورخ‌ 7 ژوئن‌ 1884 با امضا: G. Langgasseg با خطاب‌ Le. chihk Afghan
كه‌ به‌ نظر گردآورندگان‌ اسناد از اين‌ مكتوب‌ برمي‌آيد كه‌ سيد تقاضاي‌ عضويت‌
و ورود در لژ پاريس‌ را داشته‌ است‌ و براي‌ مذاكره‌ حضوري‌ با او اين‌ نامه‌ را نوشته‌اند» (3)
كه‌ اگر هم‌ چنين‌ مقصودي‌ از اين‌ نامه‌ برآيد،
نامه‌، نوشته لژ فراماسونري‌ بود و نه‌ سيد جمال‌؛
«و تقاضاي‌ عضويت‌» معلوم‌ نيست‌ كه‌ به‌ عضويت‌ هم‌ منتهي‌ شده‌ باشد.
مورد ديگر تصوير 123، لوحه 4 در صفحه‌ 174 همان‌ كتاب‌،
تصوير عبارتي‌ است‌ با مهر «جمال‌الدين‌ حسيني‌ 1277»
 و اصل‌ عبارت‌ اين‌ است‌ «در ليله عاشورا دهم‌ شهر محرم‌ الحرام‌ داخل‌ لج‌ گرديدم‌
و در آن‌ زمان‌ در مصر اقامت‌ داشتم‌. سنه 1293».
لابد اين‌ عبارت‌ بدان‌ معني‌ است‌ كه‌ سيد جمال‌ دفتر خاطرات‌ داشته‌ است‌ ـ به‌ فارسي‌،
در حالي‌ كه‌ عموماً به‌ عربي‌ مي‌نوشته‌ و وقايع‌ مهم‌ زندگيش‌ را يادداشت‌ مي‌كرده‌ است‌.
«عاشورا» «دهم‌ شهر محرم‌ الحرام‌» است‌ و قاعدتاً يكي‌ از اين‌ دو عبارت‌ كافي‌ است‌.
جمله «در ليله عاشورا... داخل‌ لج‌ گرديدم‌» سياق طبيعي‌ و يادداشت‌ روزانه‌ است‌،
در حالي‌ كه‌ «در آن‌ زمان‌ در مصر اقامت‌ داشتم‌» عبارتي‌ است‌ براي‌ نقل‌ خاطره‌اي‌ دور.
 اين‌ دو جمله‌ چگونه‌ به‌ دنبال‌ هم‌ آمده‌ است‌!
تاريخ‌ تحرير اين‌ جمله‌ 1293 است‌
و تاريخ‌ مهر 1277  !
كه‌ لابد معني‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ سيد جمال‌ اين‌ مهر را در تاريخ‌ 1277 درست‌ كرده‌
و تا 1293 با خود داشته‌ است‌!
قاعدتاً اين‌ مهر بايد در اين‌ مدت‌ طولاني‌ در جاي‌ ديگري‌ هم‌ زده‌ مي‌شد!
گذشته‌ از اينكه‌ مهر زدن‌ در پاي‌ جمله‌اي‌ از دفتر خاطرات‌ سخت‌ غيرعادي‌ است‌!
آيا ممكن‌ است‌ كس‌ ديگري‌ اين‌ عبارت‌ را نوشته‌ باشد!
خود مجموعه اسناد اين‌ احتمال‌ را به‌ وجود مي‌آورد، آنجا كه‌ مي‌نويسد:
«صورت‌ جلسه‌ خطي‌ كه‌ شباهت‌ به‌ خط‌ سيد دارد.»
(صفحه 24 تحت‌ شماره 58)
يعني‌ بعضي‌ اسناد فقط‌ به‌ دليل‌ شباهت‌ خط‌ آنها با خط‌ سيد
سند به‌ حساب‌ آمده‌ است‌. همچنين‌ در صفحه‌ 5 مي‌نويسد:
«دفتر يادداشتهاي‌ شخصي‌... به‌ خط‌ سيد جمال‌الدين‌ مگر در مواردي‌ كه‌ كاتب‌،
ديگري‌ است‌ و نام‌ او ذكر مي‌شود.»
به‌هرحال‌ مي‌ماند آن‌ تقاضانامه ورود سيد به‌ لژ فراماسونري‌،
كه‌ اول‌ از همه‌ امضاي‌ آن‌ سخت‌ جلب‌ توجه‌ مي‌كند.
چون‌ آنقدر كج‌ و معوج‌ است‌ كه‌ گويي‌ يك‌ آدم‌ ناشي‌ خواسته‌ امضاي‌ سيد را تقليد كند!
به‌ نظر نگارنده اين‌ سطور ، به‌ عنوان‌ يك‌ فرد غيرمتخصص‌
و بكلي‌ بي‌اطلاع‌ از خط‌شناسي‌، اين‌ خط‌ از آن‌ سيد نيست‌
و با خط‌ او تطبيق‌ نمي‌كند و درهرحال‌ بايد خط‌ اين‌ سند به‌ وسيله‌ كارشناسان‌ خط‌ بررسي‌ شود.
اين‌ سئوال‌ را هم‌ بايد پاسخ‌ گفت‌ كه‌ تقاضاي‌ عضويت‌ سيد جمال‌ براي‌ لژي‌ در مصر،
در خانه حاج‌ امين‌الضرب‌ و نوه او دكتر اصغر مهدوي‌ در تهران‌ چه‌ مي‌كند
 و چرا بخصوص‌ اين‌ سئوال‌ اخير را هيچ‌ كس‌ تاكنون‌ از خود و ديگران‌ نپرسيده‌؟
اين‌ ترديدها در ارزش‌ و اصالت‌ «اسناد» فراماسون‌ بودن‌ سيد،
سئوالها و ترديدهاي‌ ديگري‌ را هم‌ به‌ دنبال‌ دارد كه‌ بعضي‌ از آنها را مطرح‌ مي‌كنيم‌
و مي‌كوشيم‌ شايد جوابي‌ براي‌ آنها بيابيم‌... .
تقي‌زاده‌ در تاريخ‌ 1300 ه . ش‌. براي‌ اولين‌ بار فراماسون‌ بودن‌ سيد را مطرح‌ مي‌كند.
قبل‌ از آن‌ هيچ‌ سخني‌ در اين‌ باره‌ گفته‌ نشده‌ بوده‌ و بعد از آن‌ هم‌
 ـ تا انتشار مجموعه اسناد ـ گهگاه‌ و بسيار خفيف‌ اشاراتي‌ به‌ اين‌ موضوع‌ مي‌شده‌ است‌.
اما در سال‌ 1342 علي‌اصغر مهدوي‌ نوه‌ حاج‌ امين‌الضرب‌ با كمك‌ ايرج‌ افشار
يك‌ صندوق سند را مي‌يابند و در جاي‌ معتبري‌ مثل‌ دانشگاه‌ تهران‌
 آنها را ارائه‌ و منتشر مي‌كنند.
 از سال‌ 1347 به‌ بعد و به‌ دست‌ كساني‌ چون‌ اسماعيل‌ رائين‌
و محمود كتيرائي‌ و ولي‌الله يوسفيه‌ و امثال‌ اينها، فراماسون‌ بودن‌ سيد
با سر و صدا و فحش‌ و فضاحت‌ مطرح‌ مي‌شود
 و بعد از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ هم‌ دوباره‌ در اين‌ باره‌ قلم‌فرساييهايي‌ مي‌شود.
اين‌ تاريخها به‌ دليل‌ تقارن‌ با برخي‌ وقايع‌ تاريخي‌،
بعضي‌ سرنخها را نشان‌ مي‌دهد.
سال‌ 1300 يعني‌ سال‌ تحول‌ حكومت‌ قاجار به‌ پهلوي‌
و يعني‌ آوردن‌ يك‌ سلسله ضد روحاني‌ و ضد دين‌ به‌ جاي‌ قاجاريان‌ كه‌ به‌هرحال‌،
تا حدودي‌ به‌ اسلام‌ و مسلماني‌، لااقل‌ تظاهر مي‌كردند.
سال‌ 1342 يعني‌ سالي‌ كه‌ با 15 خرداد، ضربه اول‌ انقلاب‌ اسلامي‌ به‌ رژيم‌ شاه‌ زده‌ شد.
سال‌ 1347 موقعي‌ است‌ كه‌ ساواك‌ و سيا با همه وجود فهميدند كه‌ ديگر
جلوي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ را بسادگي‌ نمي‌توان‌ گرفت‌ و بسياري‌ از انواع‌ كوششهاي‌ رژيم‌ شاه‌
براي‌ مبارزه همه‌جانبه‌ و قاطع‌ و وسيع‌ با امام‌ و نهضت‌ او در همين‌ ايام‌ شكل‌ گرفت‌ و تشديد شد.
شرح‌ دقيق‌ اين‌ سالها را در خاطرات‌ فردوست‌ مي‌توان‌ ملاحظه‌ كرد.
بعد از انقلاب‌ و پيروزي‌ هم‌ كه‌ قضيه‌ روشن‌ است‌.
 آيا نمي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ فراماسون‌ نشان‌ دادن‌ سيد جمال‌الدين‌
به‌ آن‌ معني‌ است‌ كه‌ به‌ خوانندگان‌ اين‌ گونه‌ كتابها القا شود كه‌
يك‌ رهبر روحاني‌ قدرتمند و پرتلاش‌ و سياسي‌،
عامل‌ بيگانه‌ و مزدور اجنبي‌ است‌ تا در ذهن‌ مردم‌،
روحانيت‌ و رهبري‌ روحاني‌ مخدوش‌ شود؟

نكته ديگر اينكه‌ تقريباً همه كساني‌ كه‌ قبل‌ از انقلاب‌
به‌ سيد جمال‌الدين‌ اسدآبادي‌ به‌ دليل‌ فراماسون‌ بودنش‌ ناسزا مي‌گفتند،
خود عناصري‌ مشكوك‌ و بلكه‌ بعضي‌شان‌ قطعاً مزدور و عامل‌ بودند
و همه‌شان‌ كاملاً ضد روحاني‌.
درواقع‌ يك‌ نفر طرفدار اسلام‌ و روحانيت‌ نمي‌توان‌ يافت‌ كه‌ با قاطعيت‌ بگويد
سيد جمال‌ فراماسون‌ بوده‌ و به‌ اين‌ دليل‌ او را محكوم‌ كند.
توجه‌ به‌ اين‌ نكته ظريف‌ هم‌ خالي‌ از لطف‌ نيست‌
كه‌ وقتي‌ سيد جمال‌ را با نهايت‌ جور و خشونت‌ و اهانت‌ به‌ فرمان‌ ناصرالدين‌ شاه‌
از حضرت‌ عبدالعظيم‌ بيرون‌ كشيده‌ و به‌ خانقين‌ بردند، همه‌گونه‌ تهمت‌ به‌ او زدند
 ـ حتي‌ نامختون‌ بودن‌ ـ اما هرگز كلمه‌اي‌ درباره فراماسون‌ به‌ او نگفتند
و اين‌ در حالي‌ بود كه‌ انتساب‌ به‌ فراموشخانه‌ و فراماسونري‌،
جرم‌ و موجب‌ هتك‌ فراوان‌ بود. (4)
همچنين‌ بسيار كسان‌ در همان‌ ايام‌ فعاليت‌ سيد جمال‌ و به‌ هنگام‌ مرگ‌ او،
تاريخ‌ و تاريخچه‌ و خاطرات‌ نوشته‌اند، ولي‌ هيچ‌كدام‌
ذكري‌ از انتساب‌ او به‌ فراموشان‌ و فراموشخانه‌ نكرده‌اند،
مثل‌ ميرزا علي‌ خان‌ امين‌الدوله‌ كه‌ در «خاطرات‌ سياسي‌» خود
هيچ‌ اشاره‌اي‌ به‌ اين‌ مطلب‌ نمي‌كند.
با اينكه‌ بشدت‌ با سيد جمال‌ و اغلب‌ روحانيون‌ مخالف‌ است‌. (5)
و يا مخبرالسلطنه هدايت‌ هم‌ كه‌ درباره سيد مطلب‌ دارد
و هم‌ از فراموشخانه ملكم‌ ياد مي‌كند، (6) ولي‌ درباره فراماسون‌ بودن‌ سيد سخني‌ نمي‌گويد.

نكته ديگر، كوشش‌ بي‌وقفه‌ و جانانه سيد جمال‌ براي‌ ايجاد اتحاد اسلامي‌
در ميان‌ همه‌ مسلمانان‌ آسيا و آفريقاست‌.
اين‌ كوشش‌ كه‌ زمينه‌ و نخ‌ تسبيح‌ همه تلاشهاي‌ سيد جمال‌الدين‌ است‌
با فراماسون‌ بودن‌ او مغايرت‌ دارد... .

ارجاعات : 
1. فراموشخانه‌ و فراماسونري‌ در ايران‌ ؛ اسماعيل‌ رائين‌؛ انتشارات‌ امير كبير؛ جلد اول‌: صفحه‌ 367
2. به‌ نقل‌ از جزوه‌اي‌ به‌ همين‌ نام‌؛ چاپ‌ سال‌ 1348؛ صفحه‌ 12
3. همان‌ مجموعه اسناد؛ صفحه 24. تعجب‌ است‌ كه‌ عنوان‌ Le chikh... نشان‌ مي‌دهد
كه‌ زبان‌ اصل‌ نوشته‌ فرانسه‌ بوده‌ است‌ و كلمه‌ «لژ» را به‌ جاي‌ اين‌ شكل‌ فرانسه‌
به‌ صورت‌ انگليسي‌ «لوج‌» گفته‌ است‌!
4. اين‌ لطيفه‌ را حجه الاسلام‌ آقاي‌ سيد حميد روحاني‌ اشاره‌ كردند.
5. خاطرات‌ سياسي‌ ميرزاعلي‌ خان‌ امين‌الدوله‌ ؛ به‌ كوشش‌ حافظ‌ فرمانفرماييان‌؛
 سال‌ 1344؛ جلد يك‌؛ صفحه 44 و 145
6. گزارش‌ ايران‌ ، به‌ اهتمام‌ محمد علي‌ صوتي‌، سال‌ 1363، چاپ‌ دوم‌، صفحه‌ 14




منابع: 
کاری از گروه تحقیقات جنبش مصاف 

   www.antidevil.net   




ارادتمند : antizionizm
.........:::::::::: الحق لنا ، النصر لنا ، نحن الغالبون :::::::::::.........
اينجا : كهكشان راه شيري - منظومه ي شمسي - سياره ي زمين

۲۹ آذر ۱۳۸۹

چگونه سر حسين (ع) به روي ني رفت؟؟؟!!!

 
هوالخلاق
 گرافيك - كاراكتر نوشت :


مالک اشتر به ابن وهاب گفت تا فتح صفین 10 ضربه شمشیر بیشتر باقی نیست!
به مالک گفتند اگر می خواهی مولایت علی را دوباره زنده ببینی بازگرد ،
آنچه به روی نی رفته است قرآن است می فهمی ؟
20 سال بعد هم سر حسین ابن علی(ع) به روی نی رفت  
آنوقت دیگر كسي اعتراض نکرد که  آنچه  به روي ني رفته قرآن است
گویا این یک سنت الهی است که اگر به قرآن صامت (كتاب قرآن) بي حرمتي شود
و خاموش بنشيني اندکی بعد باید قرآن ناطق را تکه تکه بر زمین و یا به روی نی ببینی!
در شگفتم از این تحلیل هایی که برخی مسئولین به مردم می دهند
و در عجبم از افاضات برخی از کارشناسان که به رسانه ملی دعوت می شوند!
جالب است دانشجویان که با حقیر در تماسند فهمیده اند ماجرای این قرآن سوزی چه بوده
و در مقابل برخی از به اصطلاح کارشناسان امور فلان و بهمان نمی دانند!
و الله به خدا ای کاش این دانشجویان را به صدا و سیما دعوت می کردند!
بارها گفته ام این شبکه شیطانی دیوانه وار نماد گراست
از سالها قبل بنده منتظر نهمین سالگرد حادثه سپتامبر بودم
و مطمئن از اینکه در این سال آنها بی شرمی را به اوج خود خواهند رساند
مگر نظم نوین جهانی در سال 1990 برای اولین بار از دهان جرج بوش پدر بیرون نیامد
و 11 سال بعد جرج بوش پسر حادثه طرح ریزی شده 11 سپتامبر را اجرا کرد
و 11 سال بعد از آن نیز باید منتظر اتفاقات 2012 باشیم... .

اما راهکار چیست؟
پاسخ بسیار واضح است
کوچکترین اهانت به قرآن و مقدسات را باید در نطفه خفه  کرد
چراکه این یک پروسه از پیش طراحی شده برای بالا بردن آستانه تحمل مسلمانان است
تا تخریب بیت المقدس چندان واکنشی را بوجود نیاورد!
به قولی دیگر باید تابوی مقدسات مسلمانان را شکست!
ماهی نیست که در آن این شبکه شیطانی توهینی به اسلام نکرده باشد
یک روز کتاب آیات شیطانی را می نویسند
و روز دیگر لفظ جلاله الله را بر کف کفشهای تولیدی شرکتهای نایک و پوما می زنند
و روزی دیگر برلباسهای زیر
و اخیرا هم که چشم بادامی های چینی و و ژاپنی هم به میدان توهین به اسلام آمدن اند 
یکی با اقتصاد و دیگری با انمیشنهایش  !

توهين به مقىسات


آن وقت آقایان در رسانه ملی تحلیل می کنند که این کشیش دیوانه بوده
و بلافاصله حرفش را پس گرفته
و 30 نفر بیشتر عضو کلیسایش نیستند و از این دست صحبتهای ...!
و چقدر جالب به صورت کاملا اتفاقی !!! کشیشی نا شناس در امریکا چنان ادعایی می کند ،
همزمان چین کفشهایی که بر روی آنها لفظ جلاله الله و تکبیر نقش بسته وارد بازار می نماید
و اندکی بعد آن کاریکاتوریست کذا در سالنی با کف شطرنجی از دست مرکل نشان افتخار دریافت می کند!

مركل كورت فراماسونری شطرنجی

من باور میکنم شما هم باور کنید این ها اتفاقی است !!!
و منتظر باشید چند وقت دیگر به صورتی کاملا اتفاقی تر از موارد مذکور
بیت المقدس فرو بریزد و آقایان تحلیل کنند که فلان و بهمان بوده ...
ای کاش کسی فریاد مرا می شنید .
به خدا بیشتر از این کاری از دستم برنمی آید که چمدانم را در دست بگیرم
و از این دانشگاه به آن دانشگاه بروم وهوار بکشم :
به خدا قسم تا یک مانور درست ظهور انجام ندهی و خودت را به خدا اثبات نکنی
حجتش را نمی فرستد ولله این یک سنت الهی است
اگر قرآن را به آتش بکشند و ما آرام بنشینیم و فقط شعار بدهیم
لابد اگر زبانم لال سر امام زمانمان هم به بالای نی برود
همچون زنان بنی اسد سه روز بعد در میدان انقلاب تجمع می کنیم
و صورت خراش می دهیم ...
تمامی اینها امتحان الهی است
تمامی اینها کد هایی است که به خدا می دهیم و می گوییم ما جماعت شیعه هنوز آماده نیستیم
و با این نحوه عملکرد نتیجه این می شود که خدا هم آخرین گنجینه خود را از ما دریغ دارد
و بهتر است بگوییم با عملکردمان خودمان حجاب ظهور حضرت می شویم.
به امید ظهور مولا و سرورمان حضرت صاحب الزمان(عج) که صد البته نزدیک است.
porsman@yahoo.com  علي اكبررائفی پور




علي اكبررائفی پور





 

ارادتمند : antizionizm
.........:::::::::: الحق لنا ، النصر لنا ، نحن الغالبون :::::::::::.........
اينجا : كهكشان راه شيري - منظومه ي شمسي - سياره ي زمين



۱۷ مهر ۱۳۸۹

نبود ِ ... آميختگي ِ ...قدرت ِ ... بازي با ... .

هوالخلاق
گرافيك نوشت :


كاراكتر نوشت :
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
 بسم الله الرحمن الرحیم
بی شک در حوزه مطالعاتی صهیونیزم و فراماسونری بزرگنمایی دشمن یکی از مهمترین آفاتی است
که گریبانگیر محققین وپژوهشگران می گردد.
این آسیب در فراماسونری چشمگیر تر و به تبع آن خطر ناک تر است.
متاسفانه دلایل متعددی دست به دست هم داده اند تا برخی عزیزان نا خواسته
در زمین بازی این حزب شیطانی قرار بگیرند ودرعین داشتن نیتی پاک
سربازان پیاده نظام صهیونیزم باشند.
ازعمده ترین دلایل دچار شدن به چنین بیماری  که بنده آن را " توهم قدرت دشمن" می نامم
می توان موارد زیر را نام برد:
 1 – نبود منابع صحیح و موثق در حوزه مطالعاتی فراماسونری:
 متاسفانه در این حوزه معیار صحیحی برای تشخیص سره از ناسره وجود ندارد
و برخی پژوهشگران  به صرف یافتن چند نشانه و بدون هیچگونه تحلیل
بلا فاصله آنرا به فراماسونری و صهیونیزم ارتباط می دهند
و چه بسا در مواردی حتی به سود آنها گام بر دارند .
به عنوان نمونه عده ای که البته برخی از آنها مقرض بودند (در بند بعدی به آن اشاره خواهد شد)
و عده ای پژوهشگر ساده لوح به صرف کشف سندی  که سید جمال الدین اسد آبادی را
فراماسون نشان می داد به آن دامن زدند در حالی که در تحلیلی هوشمندانه تر
خود همین سند دروغین بودن آن را نشان می داد
و جالبتر اینکه این مسئله برای اولین بار توسط تقی زاده فراماسون تبیین شده بود .
 2 – آمیختگی داده های درست و نادرست:
 تا دهه 80 میلادی نزدیک به پنجاه هزار کتاب و مقاله در باره فراماسونری نگاشته شده بود
که به جرات  می توان گفت قریب باتفاق آنها را خود ماسونها به رشته تحریر در آورده بودند.
به عنوان نمونه مهمترین کتاب در زمینه فراماسونری در ایران
توسط اسماعیل رائین نگاشته می شود که خود یک ماسون است.
به عبارتی بهتر اگر یک معمای بسیار دشوار را به شما بدهند بالاخره شما
و یا شخص دیگری موفق به حل آن خواهید شد، اما اگر طراح معما در اثنای سعی شما برای حل آن ،
دائما داده های مسئله را تغییر دهد دیگر هرگز قادر به حل آن نخواهید بود،
لذا این بهترین حربه فراماسونها برای جلوگیری از آشکار شدن ماهیتشان است.
مرحوم "استفان نایت" در کتاب "برادری" می گوید :
در مسیر تحقیقات برای انتشار کتابم در باره نفوذ فراماسونری در دستگاه های بریتانیای کبیر 
روزی شخصی با من تماس گرفت و گفت از ماسونهای عالی رتبه لندن است
و می خواهد به من اطلاعات ارزشمندی در باره فراماسونری بدهد ،
وقتی با وی قرار گذاشتم به من گفت در شبکه فراماسونری اگر شخصی بخواهد
از مرتبه 22 به مرتبه 23 ارتقا یابد می بایست بر روی صلیب
به نشانه تمسخر آیین حضرت مسیح (ع) مدفوع بکند.
در ابتدا برای به دست آوردن چنین سوژه ای خیلی خوشحال شدم ولی 
پس از انجام تحقیقات بیشتر متوجه شدم این مسئله کذب محض است
و می خواهند مرا با داده های غلط گمراه نمایند .
(گفتنی است کتاب برادری نوشته استفان نایت به طور وسیع توسط دولت انگلیس
از بازار جمع آوری گشت و
او 18 ماه پس از چاپ کتابش
در سن 33 سالگی کشته شد).
 3 – قدرت پوشالی فراماسونها:
بهترین عبارت قرآنی  که حقیر برای فراماسونری یافتم "شیاطین من الانس"
و یا "حزب شیطان" بود که به بهترین وجه گویای ظاهر و باطن این جریان است
وهمچنین همه میدانیم که:
" ان کید الشیطان کان ضعیفا (براستی که مکر شیطان ضعیف است)" .
اصولا ماهیت شیطان بزرگنمايی خود است در حالی که تمامیتش پوچ
و حربه هایش کم دوام و زود گذر است و اینگونه است که یاران و اصحاب او در بین انسانها
یعنی شبکه فراماسونری نیز از همین الگو استفاده می کند .
شاید برای نمونه عجیب جلوه کند که دستگاه فراماسونری
با وجود موقعیت ممتاز کویر سمنان برای حمله به ایران و آزاد سازی گروگانهای امریکایی 
به کویر طبس حمله می کند ، تا به قولی نماد گرایی شیطانی اش را نیز عملی کند
( قرار گرفتن کویر طبس در مدار 33 درجه ) گفتنی است عدد 33 از نمادهای اصلی فراماسونری می باشد.
 اما از هردوی اینها مهمتر آن است که نیرو های امریکایی  چه در کویر سمنان بنشینند
و چه در طبس و چه در هر جای دیگر این کشور می بایست
به اذن الهی با تمام تجهیزاتشان به درک واصل گردند و این قدرت محض است که فقط از آن الله است
نه شیطان وپیروانش.
از اینها که بگذریم بررسی روند شکل گیری و رفتاری این جریان اینگونه می نماید که
فراماسونری همیشه سعی در این داشته تا خود را بسیار بزرگتر از آن که هست جلوه دهد برای نمونه
شما می بینید این جریان بزرگترین اتفاقات دنیا را که ربطی به آنها نداشته را
با ساخت و پرداخت افسانه های شگفت انگیز و استفاده از چند نماد ماسونی به خود ارجاع می دهد تا
با ایجاد رعب و وحشت و احساس سر در گمی  در مردم به حیات کثیف و شیطانی خود ادامه دهد.
برای نمونه اخیرا خبری در رسانه ها منعکس گشت مبنی بر این که پس از بررسی جمجمه هیتلر
مشخص گشته است که آن جمجمه متعلق به یک زن بوده و هرگز هیتلر خود کشی نکرده است
و یا این خبر که صدام فرزند نامشروع هیتلر بوده است که نیروهای امنیتی آلمان معشوقه هیتلر را
برای مسکوت ماندن این ماجرا به عراق منتقل کرده اند و او در آن کشور وضع حمل نموده
و صدام در تکریت عراق می آید  و جریان فراماسونری او را به قدرت می رساند
و جالبتر اینکه حالا که قرار است صدام را سرگون کنند اعلام می کنند
که او را پس از سی و سومین سال حکومتش حذف کرده اند
تا بگویند ما پشت سر تمامی این اتفاقات هستیم
جالب اینجاست چون هیچ شخصی باور نمی کند کسی جرات داشته باشد
چنین دروغ بزرگی(حکومت 33 ساله صدام) بگوید لذا آنرا باور می کند ،
اما این در حالی است که اگر اعدام صدام در سال 2006 را از سال به حکومت رسیدنش یعنی1979 کم کنیم
عدد حاصل 27 است نه 33 ، 
گویا آنها هم فهمیده اند که متاسفانه محققین ما بیشتر ترجمه می کنند تا تحلیل .
با اینکه این موارد بیشتر شبیه به یک شوخی به نظر می رسد تا یک حقیقت تاریخی ،
اما این جریان با یک نماد گرایی ساده (33 سال حکومت صدام و استفاده از نماد صلیب شکسته هیتلر )
سعی در ایجاد ارتباط بین این دو مسئله ناچسب می کند چه بسا چند سال دیگر هم بگویند
بررسی استخوانهای صدام نشان داده که آنها متعلق به یک پیر زن است.
کما اینکه CNN اعلام کرد آنکه اعدام شد بدل سوم صدام به نام « ميكائيل رمضان»  بود
و صدام هنوز زنده است.
بی شک جریان شیطانی فراماسونری در هیچ جای تاریخ آنچنان که
از پیروزی انقلاب اسلامی  ایران ضربه خورد مورد دیگری را به خاطر ندارد ،
لیکن همین ها با گنجاندن و بوجود آوردن چند نشانه و نماد ماسونی در چند سال اخیر
فردا خواهند گفت انقلاب ایران هم ماسونی بوده است و آنها امام خمینی (ره) را به حکومت رسانده اند !!!
و این نماد ها نیز گواه صحت این مطلب است.( به زودی در این زمینه افشا گری های قابل توجهی
خواهم نمود)( قول اين افشاگري ها را نويسنده ي اين مقاله داده اند ، نه بنده ) .
در جریان جنگ اخیر اسرائیل با لبنان (جنگ تموز)
که به شکست مفتضحانه اسرائیلی ها انجامید  و دوست و دشمن بر این مسئله صحه گذاشتند
هنگامی که جنگ در روز سی و دوم تمام شد آن را یک روز دیگر ادامه دادند
تا شاید مثلا فردا بگویند حزب الله لبنان از شاخه های فراماسونری است
و جنگشان به قولی دعوای زرگری بوده است و گواهش  اینکه جنگ 33 روز به طول انجامید
 و احترام نظامی نیروهای حزب الله شبیه سربازان نازی هیتلر است.
جان کلام اینکه  ردیابی یک جریان مخفی آن هم در این آشفته بازار
و آمیختگی  اطلاعات راست و دروغ بسیار سخت است.
 4 – بازی با نماد ها :
استفاده بیش از حد و دیوانه وار از نماد ها و نشانه ها در این جریان
علاوه بر آشکار ساختن عقبه کابالیستی و پاگانیستی فراماسونری با مصر باستان
وسایر ایدئولوژی های الحادی ،  پرده از نقشه ای شوم بر می دارد و آن
مصادره بی شرمانه نشانه های  ملی و باستانی اقوام و تمدنهای کهن به دو منظور است :
نخست
ساخت پیشینه تاریخی مجعول و دروغین  برای خود
و دیگری
اعلام  حضور گسترده در سرتاسر جهان .
برای نمونه اینها
از
ستاره 5 پر(پنتا گرام) گرفته
تا
9 پر را
نماد خود و یا شاخه ای از فرقه های خود می دانند
در حالی که این نمادها سالها پیش تر از آنکه نطفه نحس فراماسونری درسال1717
در انگلیس بسته شود وجود داشته اند.
لذا نکوست تا عزیزان به قول معروف هر گردی را گردو ندانند واز طرفی دیگر
اجازه تصرف این نمادها را ندهند
امروز شما اگر از ستاره 5 پر استفاده کنید شیطان پرست
و اگر ستاره 6 پر را ترسیم کنید صهیونیست خواهید بود ،
ستاره 7 پر نماد کابالیستها و یهودیان ،
ستاره 8 پر نماد شوالیه های تمپلر
و ستاره 9 پر نماد بهائیت است .
خوب حالا چه باید کرد ؟!
گویا بهتر است اصلا سراغ ستاره نرویم
و یا اینکه اگر در مسجد جامع یزد نقش ستاره های شش پر را دیدیم بگوییم
صهیونیستها این مسجد تاریخی  را بنا کرده اند
در حالی که  ستاره شش پر برای اولین بار در قرن هفت توسط صهیونیستها استفاده شد
که در همان زمان نیز به شدت مورد اعتراض ومخالفت جمعی از یهودیان قرار گرفت
چرا که ایشان "منورا" شمعدان هفت شاخه را نماد خویش می دانستند
و جالبتر اینکه هزاران سال پیش از آنها ستاره شش پر را
"یبوسی ها" در کنعان مورد استفاده قرار داده بودند.
البته ذکر موارد فوق به معنای این نیست که آنها در فتنه های جهان نقش ندارند
بلکه مراد این است که این جریان شیطانی حتی شکست های آشکار ش را نیز
طرحی از نقشه بزرگ و مخفی خود بیان می کند تا خود را مانند اربابشان ابلیس شکست ناپذیر
و قدرتمند جلوه دهد در حالی که هرگز اینگونه نبوده و حد اقل همین بس که تا کنون
موفق به حل مسئله شیعه نشده اند در حالی که در جلوی چشمانشان جنبش های اسلامی
وعلی الخصوص شیعی در حال قدرت گرفتن هستند.
گواه این ادعا همین که  فراماسونها قرار بود نظم نوین جهانی خود را  در سال 2007 تحقق بخشند ،
ازهمین رو در سال 2006 جنگ با حزب الله لبنان را شروع کردند
تا بلافاصله در عرض یک سال پرونده سوریه و ایران را نیز یکسره کرده
و به عبارتی بهتر نظم یکپارچه ماسونی صهیونیستی خود را اعلام دارند
اما در کمال تعجب و در مقابل چشمان از حدقه برآمده فراماسونها ارتش تا دندان مسلح اسرائیل
با تمام عقبه لجستیکی جهانی خود از دوهزار رزمنده حزب الله شکست سختی خورد،
تا بار دیگر یادآور پیروزی طالوت برجالوت و پیروزی مسلمانان در جنگ بدر و خندق
با اتکا به خداوند متعال بر خیل عظیم مشرکان و کافران باشد.
حزب شیطان از این گونه شکستها زیاد به خاطر دارد لیکن سعی  بر این دارد
تا با سرپوش گذاشتن بر آنها و حتی در استراتژی بی شرمانه
یعنی هم سو نشان دادن آنها با جریان صهیونیزم
خود را بسیار بسیار بزرگتر از آن که هست جلوه دهد
در حالی که هرگز و هرگز اینگونه نیست.
به امید ظهور که صد البته نزدیک است.


منبع :
مقاله اي از علی اکبر رائفی پور porsman@yahoo.com

خود نوشت :

مقاله اي رو كه خونديد ( همينجا از نگارنده ي اين مقاله و نيز توجه شما همراهان تشكر ميكنم )
يكي از زيباترين ، جامع ترين و خلاقانه ترين تحليل هايي بود كه
در اين مدت در خصوص مباحث فراماسونري در محيط مجازي خوندم... .
فكر ميكنم به برخي ( حدود 67% ) از پرسش هاي دوستان و البته خود بنده پاسخ داده باشه و
اميدوارم فيدبك خوبي بوده باشه
براي فيدبك هاي دوستان ِ همراه... .

رويكرد اين وبلاگ نوشت :

از اين پس
با كمك خداوند خلاق
فكر ميكنم بتونيم با كمك هم روشنگري هايي رو نسبت به آثار و نشانه هاي وجود و رشد اين جريان ِ مهم
( البته با حفظ اجتناب از توهم "دشمن را بزرگتر از آنچه هست بيني"
 البته نه "بي خطر انگاري دشمن" و يا  " بي خيالي ناشي از نا اميدي " )
در داخل جهان و البته بيشتر در داخل ايران داشته باشيم... .

بسم الله اگر همراه مايي...



ارادتمند : antizionizm
.........:::::::::: الحق لنا ، النصر لنا ، نحن الغالبون :::::::::::.........
اينجا : كهكشان راه شيري - منظومه ي شمسي - سياره ي زمين