در اين پست سعي مي شود به طور خلاصه به بررسی شخصيت
محمد علی فروغی (ذکاءالملک)،
به عنوان یکی از موثرترین و پرنفوذترین
اعضای فراماسونری ایران در لژ بیداری،
پرداخته شود... .
محمدعلی فروغی درسال ۱۲۵۴ شمسی بهدنیا آمد
و پس از مرگ پدر به ” ذکاءالملک ” ملقب شد... .
به گفته مهدی بامداد،
جدّ اعلای این خانواده از یهودیان بغداد بود،
که برای تجارت به ایران آمد و در اصفهان سکنی گرفت.
پدر فروغی، محمدحسین ذکاءالملک متخلص به فروغی،
از معاریف فرهنگی زمان خود بهشمار میرفت... .
او تحت تاثیر میرزا ملکم خان
از پیشکسوتان ترویج فرهنگ غربی و فراماسونی در ایران شد... .
فروغي در چنین مکتبی تربیت شد
و به نوبه ي خود به یکی از برجستهترین
روشنفکران غربگرا و بزرگ ِ فراماسون ایران بدل گردید... .
محمدعلی فروغی برای نخستین بار
به همراه وثوقالدوله (میرزاحسنخان)
و دبیرالملک (میرزامحمد حسینخان بدر)،
قانون اساسی و سایر اسناد بنیادی فراماسونری را
به فرمان “ لژ بیداری ایران ” از فرانسه به فارسی ترجمه کرد
و واژه فراماسونری و معادلهای فارسی آن،
چون “ جمعیت رفیقان ” و “ فتیان ” را در واژگان فارسی جا انداخت... .
فروغی در سن ۳۲ سالگی
از بنیانگذاران “لژ بیداری ایران” در سال ۱۲۸۶ شمسی(۱۹۰۷ میلادی) بود
و در این لژ به مقام استاد اعظم
با عنوان خاص “ چراغدار” نائل آمد... .
فروغی از مدرسین و مدیر مدرسه علوم سیاسی بود،
که توسط فراماسون های سرشناس ،
میرزا نصرالله خان مشیرالدوله
و پسرش میرزا حسن خان بنیاد نهاده شد... .
این مدرسه، که بعدها دانشکده حقوق شد،
مکتبی بود که فرزندان طبقه حاکمه ایران را به خود جذب کرد
و دولتمردان و” رجال سیاسی ” ایران آینده را پرورش داد
و بذر فرهنگ و روان شناسی فراماسونی را
در نسلهای متمادی تحصیل کردگان و دانشگاه دیدگان غرب گرای ایران افشاند... .
فروغی حلقه ي واسط نسل کهن فراماسونهای عهد قاجار (ملکم و مشیرالدولهها)
با فراماسونهای نسل بعد بود... .
او در رأس حلقهای از متفکران و برجستگان فراماسونری ایران
(حسن پرنیا، تقیزاده، محمد جم، علی منصور، ابراهیم حکیم الملک و…)
روح فراماسونری را، از طریق اهرم حکومت وسیاست،
در کالبد فرهنگ جدید ایران، که در دوران پهلوی شکل گرفت، دمید... .
فروغی در سالهایی که بهظاهر خانه نشین بود،
به جذب استعدادهای برجسته علمی و فرهنگی پرداخت
و با کمکهای بیدریغ مادی و سیاسی آن ها را مورد حمایت قرار داد
و بدین سان بر مشاهیر فرهنگی زمان خود نفوذ معنوی چشمگیري یافت... .
فروغی بخش مهمی از وقت خود را صرف شاهنامه کرد
و به تنظیم خلاصه دوجلدی و منتخب یک جلدی آن پرداخت!
تلاش فروغی، بعدها توسّط شاگردان و پیروان “مکتب” او پیگرفته شد
و حتی به افراط کشیده شد... .
در نتیجه، شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی
به “کتاب مقدس” ایدئولوژی شاهنشاهی بدل گردید!
چیزی که روح حکیم فرزانة طوس، که شاهنامه خود را “ستم نامه عزل شاهان”
و ” دردنامه بیگناهان” میخواند، از آن بیزار بود... .
استفاده جهتدار از اشعار فردوسی
خارج کردن ابیات از متن و کاربد متملقانه ي آن،
و حتی جعل ابیات، به چنان ابتذالی کشیده شد
که مرحوم ملک الشعرای بهار را به فریاد آورد
او گفت :
" اشعار بیپدر و مادر را پهلوی هم قراردادهاند و اسم آن را شاهنامه گذاشتهاند!
بنده وقتی میگویم این شعر مال فردوسی نیست،
میگویند تو وطنپرست نیستی…
آقا این وضع زندگی نیست…
افرادی میخواهند احساسات وطنپرستی مردم را بدینوسیله تحریک کنند و بالا بیاورند،
هرچه دلشان خواست در آن میگنجانند و هر چه در آن گنجانیده شده قبول میکنند
و میگویند این شاهنامه ملّت ایران است "
فروغی به عنوان یک محقّق و اندیشه پرداز
تاریخ مختصر دولت قدیم روم
دوره مختصر از علم فیزیک
اصول علم ثروت ملل
حقوق اساسی یا آداب مشروطیت دول
تاریخ ملل قدیمه مشرق (ترجمه)
حکمت سقراط و افلاطون
اندیشههای دور و دراز
پیام به فرهنگستان
فن سماع طبیعی
سیر حکمت در اروپا
آئین سخنوری
همچنین برخی متنهای فارسی را تصحیح و منتشر کرد:
کلیات سعدی
زبده دیوان حافظ
رباعیات خیام
خلاصه شاهنامه
مواعظ سعدی
او به عنوان یک دولت مرد :
نماینده دوره های
اوّل
و دوّم
و سوّم
مجلس شورای ملی بود
و در مجلس دوّم به مقام ریاست نیز رسید... .
پنج بار وزیرخارجه،
چهار بار وزیر دارایی،
سه بار وزیر دادگستری،
چهار بار وزیر جنگ،
یک بار وزیر اقتصاد
و چهار بار نخستوزیر شد!
نكته ي جالب اينكه
فروغي اولين و آخرين نخست وزير رضا شاه بود!

لازم به ذكر است
فروغي در
به قدرت رسیدن رضاخان،
تاسیس سلسله پهلوی
و
حفظ آن از طریق
انتقال قدرت از پهلوی اول به پهلوی دوم
نقش كليدي داشت... .
و در نهايت
فروغی در ۵ آذر ۱۳۲۱
هنگامی که وزیر دربار محمدرضا پهلوی بود،
در اثر عارضه قلبی درگذشت... .
پي نوشت :
مطالبي كه بيان شد تنها گوشه اي مختصر از زواياي پيچيده ي
اين شخصيت ِ بسيار پيچيده و موثر در تاريخ ايران بود!