وبلاگ ِ مكمل ِ اين وبلاگ :

۱۳ بهمن ۱۳۸۹

بيداري و انقلاب مردم مصر = آغاز شمارش معكوس تا نابودي رژيم صهيونيستي

هوالخلاق
تحليل نوشت :
به گفته ي بسياري از تحليل گران
علت اصلي انقلاب مردم مصر را در موارد زير مي توان يافت :
7. معامله منافع ملت مصر با سران غرب و صهيونيست
6. نا رضايتي مردم از نفوذ  ِ كشور هاي بيگانه در دولت ِ حسني مبارك
5. سرکوب  احزاب سیاسی مذهبي به ‌ویژه اخوان المسلمین
4. دوري حاكمان از مردم
3. حمايت بي چون و چرا از رژيم صهيونيستي
2. كمك به رژيم صهيونيستي در سركوب ملت فلسطين و تضعيف انتفاضه
1. زير سوال بردن حس عزت طلبي يك ملت

انقلاب مردم مصر = آغاز شمارش معكوس تا نابودي رژيم صهيونيستي  
ياد ِ ايام نوشت:
چقدر زود گذشت... .
 شكست حسني مبارك/ كارتون: عباس گودرزي
"حسنی نامبارک اعدام باید گردد" 
اين يكي از شعارهايي بود كه دي ماه سال 87 ( جنگ ۲۲روزه غزه)
به همراه جمعي از دوستان ِ دانشگاهي
در برابر لانه ي جاسوسي
سرداديم... .
پس از دو سال او اعدام شد
البته توسط  ِبيداري ِ مردم ِ مصر... .

عكس نوشت :
به دليل ِ اينكه مطمئن نبودم دوستان از انتشار تصاويرشون راضي باشند
چهره ها پوشيده شده است !

باز هم تاكيد مي كنم
خيلي زود گذشت... .
چقدر جالبه كه يه روز ِ نه چندان دور
مشابه اين جمله رو
در مورد ِ سقوط  ِ رژيم ِ صهيونيستي  نيز
بيان خواهيم كرد ... .
انشاالله... .

ارادتمند : antizionizm
.........:::::::::: الحق لنا ، النصر لنا ، نحن الغالبون :::::::::::.........
اينجا : كهكشان راه شيري - منظومه ي شمسي - سياره ي زمين



۸ بهمن ۱۳۸۹

سيد جمال‌الدين‌ اسدآبادي‌ و فراماسونري ... .


هوالخلاق
مه شكن نوشت :
  
 

 درباره سيد جمال‌الدين‌ اسدآبادي‌ مطالب‌ بسياري‌ گفته‌ شده‌ است‌.
اما دو نكته‌ در ميان‌ همه اين‌ گفته‌ها قابل‌ توجه‌ بيشتري‌ است‌ :
اول‌ اينكه‌ براستي‌ نقش‌ و جايگاه‌ مرحوم‌ سيد در تاريخ‌ نوين‌ ممالك‌ اسلامي‌
جا و نقش‌ بسيار مهمي‌ است‌ و در هر بررسي‌ درباره تاريخ‌ قرن‌ اخير،
بواقع‌ بايد از سيد جمال‌الدين‌ شروع‌ كرد اين‌ قولي‌ است‌ كه‌ جملگي‌ برآنند.
دوم‌ اينكه‌ مهمترين‌ نكته‌اي‌ كه‌ در شخصيت‌ سيد محل‌ بحث‌ و گفت‌وگو
و منشا قضاوتها و برخوردهاي‌ گوناگوني‌ شده‌،
عضويت‌ او در انجمن‌ سري‌ فراماسونري‌ است‌،
به‌طوري‌ كه‌ اگر ثابت‌ شود كه‌ او فراماسون‌ بوده‌
و يا معلوم‌ شود كه‌ او عضو فراماسونري‌ نبوده‌،
همه قضاوتها نسبت‌ به‌ او تفاوت‌ مي‌كند.
البته‌ اين‌ دو وجه‌ كاملاً به‌ هم‌ مرتبط‌ است‌
و ما هم‌ در اين‌ مختصر مي‌خواهيم‌ به‌ همين‌ مسئله‌ بپردازيم‌... .
همه كساني‌ كه‌ دربار ه عضويت‌ سيد جمال‌ در فراماسونري‌ سخن‌ گفته‌اند،
به‌ عنوان‌ سند و مدرك‌ عاقبت‌ به‌ دو منبع‌ به‌ عنوان‌ سرچشمه‌ و ابتداي‌ اين‌ ادعا مي‌رسند:
يكي‌ سخن‌ تقي‌زاده‌ كه‌
«نخستين‌ كسي‌ است‌ كه‌ در مجله كاوه‌
درباره عضويت‌ سيد در لژ ماسونيك‌ ذكر مختصري‌ كرده‌ است‌.» (1)
تقي‌زاده‌ در مقاله «سيد جمال‌الدين‌ اسدآبادي‌ معروف‌ به‌ افغاني‌» (2) مي‌گويد:
«...در مصر شنيده‌ شد كه‌ وي‌ در آنجا در محفل‌ فراماسونها داخل‌ بوده‌
و در آنجا بر ضد انگليس‌ حرف‌ زده‌ بود. در بعضي‌ جرايد غربي‌ به‌نظر مي‌رسد كه‌ او
خود باني‌ و مؤسس‌ محفل‌ فراماسوني‌ بود كه‌ سيصد نفر عضو داشت‌.»
ظاهراً تقي‌زاده‌ اين‌ مقاله‌ را در سال‌ 1300 شمسي‌
 ـ يا در همين‌ حوالي‌ ـ در مجله كاوه‌ نوشته‌ بوده‌ است‌.
ديگري‌ در «مجموعه اسناد و مدارك‌ چاپ‌ نشده‌ درباره سيد جمال‌الدين‌ مشهور به‌ افغاني‌»
كه‌ از جانب‌ دكتر علي‌ اصغر مهدوي‌ و دانشگاه‌ تهران‌ در سال‌ 1342 منتشر شد
و چند «سند» درباره عضويت‌ سيد در فراماسونري‌ نقل‌ كرده‌ است‌.
سخن‌ تقي‌زاده‌ با عبارات‌ «به‌نظر مي‌رسد» و «شنيده‌ شد»،
به‌ علاوه توجه‌ به‌ اصل‌ شخصيت‌ تقي‌زاده‌ و جهت‌گيريها و مأموريتهاي‌ او،
ماهيت‌ و ارزش‌ سندي‌ ادعايش‌ را نشان‌ مي‌دهد.
بخصوص‌ كه‌ لحن‌ تقي‌زاده‌ در اين‌ مقاله‌ بشدت‌ ضد روحانيت‌ است‌.
و اما درباره‌ اسناد مهدوي‌ و دانشگاه‌ تهران‌،
يكي‌ از همه‌ مهمتر است‌ كه‌ همان‌ تقاضاي‌ عضويت‌ خود سيد جمال‌الدين‌ است‌،
بقيه‌، نوشته‌هايي‌ است‌ كه‌ چندان‌ اعتباري‌ در اثبات‌
عضويت‌ سيد جمال‌ در فراماسونري‌ نمي‌تواند داشته‌ باشد.
مثلاً «مكتوب‌ عربي‌ به‌ امضاي‌ نقون‌ سكروج‌ از لوج‌ كوكب‌ الشرق
خطاب‌ به‌ سيد مورخ‌ 7 ژوئن‌ 1884 با امضا: G. Langgasseg با خطاب‌ Le. chihk Afghan
كه‌ به‌ نظر گردآورندگان‌ اسناد از اين‌ مكتوب‌ برمي‌آيد كه‌ سيد تقاضاي‌ عضويت‌
و ورود در لژ پاريس‌ را داشته‌ است‌ و براي‌ مذاكره‌ حضوري‌ با او اين‌ نامه‌ را نوشته‌اند» (3)
كه‌ اگر هم‌ چنين‌ مقصودي‌ از اين‌ نامه‌ برآيد،
نامه‌، نوشته لژ فراماسونري‌ بود و نه‌ سيد جمال‌؛
«و تقاضاي‌ عضويت‌» معلوم‌ نيست‌ كه‌ به‌ عضويت‌ هم‌ منتهي‌ شده‌ باشد.
مورد ديگر تصوير 123، لوحه 4 در صفحه‌ 174 همان‌ كتاب‌،
تصوير عبارتي‌ است‌ با مهر «جمال‌الدين‌ حسيني‌ 1277»
 و اصل‌ عبارت‌ اين‌ است‌ «در ليله عاشورا دهم‌ شهر محرم‌ الحرام‌ داخل‌ لج‌ گرديدم‌
و در آن‌ زمان‌ در مصر اقامت‌ داشتم‌. سنه 1293».
لابد اين‌ عبارت‌ بدان‌ معني‌ است‌ كه‌ سيد جمال‌ دفتر خاطرات‌ داشته‌ است‌ ـ به‌ فارسي‌،
در حالي‌ كه‌ عموماً به‌ عربي‌ مي‌نوشته‌ و وقايع‌ مهم‌ زندگيش‌ را يادداشت‌ مي‌كرده‌ است‌.
«عاشورا» «دهم‌ شهر محرم‌ الحرام‌» است‌ و قاعدتاً يكي‌ از اين‌ دو عبارت‌ كافي‌ است‌.
جمله «در ليله عاشورا... داخل‌ لج‌ گرديدم‌» سياق طبيعي‌ و يادداشت‌ روزانه‌ است‌،
در حالي‌ كه‌ «در آن‌ زمان‌ در مصر اقامت‌ داشتم‌» عبارتي‌ است‌ براي‌ نقل‌ خاطره‌اي‌ دور.
 اين‌ دو جمله‌ چگونه‌ به‌ دنبال‌ هم‌ آمده‌ است‌!
تاريخ‌ تحرير اين‌ جمله‌ 1293 است‌
و تاريخ‌ مهر 1277  !
كه‌ لابد معني‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ سيد جمال‌ اين‌ مهر را در تاريخ‌ 1277 درست‌ كرده‌
و تا 1293 با خود داشته‌ است‌!
قاعدتاً اين‌ مهر بايد در اين‌ مدت‌ طولاني‌ در جاي‌ ديگري‌ هم‌ زده‌ مي‌شد!
گذشته‌ از اينكه‌ مهر زدن‌ در پاي‌ جمله‌اي‌ از دفتر خاطرات‌ سخت‌ غيرعادي‌ است‌!
آيا ممكن‌ است‌ كس‌ ديگري‌ اين‌ عبارت‌ را نوشته‌ باشد!
خود مجموعه اسناد اين‌ احتمال‌ را به‌ وجود مي‌آورد، آنجا كه‌ مي‌نويسد:
«صورت‌ جلسه‌ خطي‌ كه‌ شباهت‌ به‌ خط‌ سيد دارد.»
(صفحه 24 تحت‌ شماره 58)
يعني‌ بعضي‌ اسناد فقط‌ به‌ دليل‌ شباهت‌ خط‌ آنها با خط‌ سيد
سند به‌ حساب‌ آمده‌ است‌. همچنين‌ در صفحه‌ 5 مي‌نويسد:
«دفتر يادداشتهاي‌ شخصي‌... به‌ خط‌ سيد جمال‌الدين‌ مگر در مواردي‌ كه‌ كاتب‌،
ديگري‌ است‌ و نام‌ او ذكر مي‌شود.»
به‌هرحال‌ مي‌ماند آن‌ تقاضانامه ورود سيد به‌ لژ فراماسونري‌،
كه‌ اول‌ از همه‌ امضاي‌ آن‌ سخت‌ جلب‌ توجه‌ مي‌كند.
چون‌ آنقدر كج‌ و معوج‌ است‌ كه‌ گويي‌ يك‌ آدم‌ ناشي‌ خواسته‌ امضاي‌ سيد را تقليد كند!
به‌ نظر نگارنده اين‌ سطور ، به‌ عنوان‌ يك‌ فرد غيرمتخصص‌
و بكلي‌ بي‌اطلاع‌ از خط‌شناسي‌، اين‌ خط‌ از آن‌ سيد نيست‌
و با خط‌ او تطبيق‌ نمي‌كند و درهرحال‌ بايد خط‌ اين‌ سند به‌ وسيله‌ كارشناسان‌ خط‌ بررسي‌ شود.
اين‌ سئوال‌ را هم‌ بايد پاسخ‌ گفت‌ كه‌ تقاضاي‌ عضويت‌ سيد جمال‌ براي‌ لژي‌ در مصر،
در خانه حاج‌ امين‌الضرب‌ و نوه او دكتر اصغر مهدوي‌ در تهران‌ چه‌ مي‌كند
 و چرا بخصوص‌ اين‌ سئوال‌ اخير را هيچ‌ كس‌ تاكنون‌ از خود و ديگران‌ نپرسيده‌؟
اين‌ ترديدها در ارزش‌ و اصالت‌ «اسناد» فراماسون‌ بودن‌ سيد،
سئوالها و ترديدهاي‌ ديگري‌ را هم‌ به‌ دنبال‌ دارد كه‌ بعضي‌ از آنها را مطرح‌ مي‌كنيم‌
و مي‌كوشيم‌ شايد جوابي‌ براي‌ آنها بيابيم‌... .
تقي‌زاده‌ در تاريخ‌ 1300 ه . ش‌. براي‌ اولين‌ بار فراماسون‌ بودن‌ سيد را مطرح‌ مي‌كند.
قبل‌ از آن‌ هيچ‌ سخني‌ در اين‌ باره‌ گفته‌ نشده‌ بوده‌ و بعد از آن‌ هم‌
 ـ تا انتشار مجموعه اسناد ـ گهگاه‌ و بسيار خفيف‌ اشاراتي‌ به‌ اين‌ موضوع‌ مي‌شده‌ است‌.
اما در سال‌ 1342 علي‌اصغر مهدوي‌ نوه‌ حاج‌ امين‌الضرب‌ با كمك‌ ايرج‌ افشار
يك‌ صندوق سند را مي‌يابند و در جاي‌ معتبري‌ مثل‌ دانشگاه‌ تهران‌
 آنها را ارائه‌ و منتشر مي‌كنند.
 از سال‌ 1347 به‌ بعد و به‌ دست‌ كساني‌ چون‌ اسماعيل‌ رائين‌
و محمود كتيرائي‌ و ولي‌الله يوسفيه‌ و امثال‌ اينها، فراماسون‌ بودن‌ سيد
با سر و صدا و فحش‌ و فضاحت‌ مطرح‌ مي‌شود
 و بعد از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ هم‌ دوباره‌ در اين‌ باره‌ قلم‌فرساييهايي‌ مي‌شود.
اين‌ تاريخها به‌ دليل‌ تقارن‌ با برخي‌ وقايع‌ تاريخي‌،
بعضي‌ سرنخها را نشان‌ مي‌دهد.
سال‌ 1300 يعني‌ سال‌ تحول‌ حكومت‌ قاجار به‌ پهلوي‌
و يعني‌ آوردن‌ يك‌ سلسله ضد روحاني‌ و ضد دين‌ به‌ جاي‌ قاجاريان‌ كه‌ به‌هرحال‌،
تا حدودي‌ به‌ اسلام‌ و مسلماني‌، لااقل‌ تظاهر مي‌كردند.
سال‌ 1342 يعني‌ سالي‌ كه‌ با 15 خرداد، ضربه اول‌ انقلاب‌ اسلامي‌ به‌ رژيم‌ شاه‌ زده‌ شد.
سال‌ 1347 موقعي‌ است‌ كه‌ ساواك‌ و سيا با همه وجود فهميدند كه‌ ديگر
جلوي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ را بسادگي‌ نمي‌توان‌ گرفت‌ و بسياري‌ از انواع‌ كوششهاي‌ رژيم‌ شاه‌
براي‌ مبارزه همه‌جانبه‌ و قاطع‌ و وسيع‌ با امام‌ و نهضت‌ او در همين‌ ايام‌ شكل‌ گرفت‌ و تشديد شد.
شرح‌ دقيق‌ اين‌ سالها را در خاطرات‌ فردوست‌ مي‌توان‌ ملاحظه‌ كرد.
بعد از انقلاب‌ و پيروزي‌ هم‌ كه‌ قضيه‌ روشن‌ است‌.
 آيا نمي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ فراماسون‌ نشان‌ دادن‌ سيد جمال‌الدين‌
به‌ آن‌ معني‌ است‌ كه‌ به‌ خوانندگان‌ اين‌ گونه‌ كتابها القا شود كه‌
يك‌ رهبر روحاني‌ قدرتمند و پرتلاش‌ و سياسي‌،
عامل‌ بيگانه‌ و مزدور اجنبي‌ است‌ تا در ذهن‌ مردم‌،
روحانيت‌ و رهبري‌ روحاني‌ مخدوش‌ شود؟

نكته ديگر اينكه‌ تقريباً همه كساني‌ كه‌ قبل‌ از انقلاب‌
به‌ سيد جمال‌الدين‌ اسدآبادي‌ به‌ دليل‌ فراماسون‌ بودنش‌ ناسزا مي‌گفتند،
خود عناصري‌ مشكوك‌ و بلكه‌ بعضي‌شان‌ قطعاً مزدور و عامل‌ بودند
و همه‌شان‌ كاملاً ضد روحاني‌.
درواقع‌ يك‌ نفر طرفدار اسلام‌ و روحانيت‌ نمي‌توان‌ يافت‌ كه‌ با قاطعيت‌ بگويد
سيد جمال‌ فراماسون‌ بوده‌ و به‌ اين‌ دليل‌ او را محكوم‌ كند.
توجه‌ به‌ اين‌ نكته ظريف‌ هم‌ خالي‌ از لطف‌ نيست‌
كه‌ وقتي‌ سيد جمال‌ را با نهايت‌ جور و خشونت‌ و اهانت‌ به‌ فرمان‌ ناصرالدين‌ شاه‌
از حضرت‌ عبدالعظيم‌ بيرون‌ كشيده‌ و به‌ خانقين‌ بردند، همه‌گونه‌ تهمت‌ به‌ او زدند
 ـ حتي‌ نامختون‌ بودن‌ ـ اما هرگز كلمه‌اي‌ درباره فراماسون‌ به‌ او نگفتند
و اين‌ در حالي‌ بود كه‌ انتساب‌ به‌ فراموشخانه‌ و فراماسونري‌،
جرم‌ و موجب‌ هتك‌ فراوان‌ بود. (4)
همچنين‌ بسيار كسان‌ در همان‌ ايام‌ فعاليت‌ سيد جمال‌ و به‌ هنگام‌ مرگ‌ او،
تاريخ‌ و تاريخچه‌ و خاطرات‌ نوشته‌اند، ولي‌ هيچ‌كدام‌
ذكري‌ از انتساب‌ او به‌ فراموشان‌ و فراموشخانه‌ نكرده‌اند،
مثل‌ ميرزا علي‌ خان‌ امين‌الدوله‌ كه‌ در «خاطرات‌ سياسي‌» خود
هيچ‌ اشاره‌اي‌ به‌ اين‌ مطلب‌ نمي‌كند.
با اينكه‌ بشدت‌ با سيد جمال‌ و اغلب‌ روحانيون‌ مخالف‌ است‌. (5)
و يا مخبرالسلطنه هدايت‌ هم‌ كه‌ درباره سيد مطلب‌ دارد
و هم‌ از فراموشخانه ملكم‌ ياد مي‌كند، (6) ولي‌ درباره فراماسون‌ بودن‌ سيد سخني‌ نمي‌گويد.

نكته ديگر، كوشش‌ بي‌وقفه‌ و جانانه سيد جمال‌ براي‌ ايجاد اتحاد اسلامي‌
در ميان‌ همه‌ مسلمانان‌ آسيا و آفريقاست‌.
اين‌ كوشش‌ كه‌ زمينه‌ و نخ‌ تسبيح‌ همه تلاشهاي‌ سيد جمال‌الدين‌ است‌
با فراماسون‌ بودن‌ او مغايرت‌ دارد... .

ارجاعات : 
1. فراموشخانه‌ و فراماسونري‌ در ايران‌ ؛ اسماعيل‌ رائين‌؛ انتشارات‌ امير كبير؛ جلد اول‌: صفحه‌ 367
2. به‌ نقل‌ از جزوه‌اي‌ به‌ همين‌ نام‌؛ چاپ‌ سال‌ 1348؛ صفحه‌ 12
3. همان‌ مجموعه اسناد؛ صفحه 24. تعجب‌ است‌ كه‌ عنوان‌ Le chikh... نشان‌ مي‌دهد
كه‌ زبان‌ اصل‌ نوشته‌ فرانسه‌ بوده‌ است‌ و كلمه‌ «لژ» را به‌ جاي‌ اين‌ شكل‌ فرانسه‌
به‌ صورت‌ انگليسي‌ «لوج‌» گفته‌ است‌!
4. اين‌ لطيفه‌ را حجه الاسلام‌ آقاي‌ سيد حميد روحاني‌ اشاره‌ كردند.
5. خاطرات‌ سياسي‌ ميرزاعلي‌ خان‌ امين‌الدوله‌ ؛ به‌ كوشش‌ حافظ‌ فرمانفرماييان‌؛
 سال‌ 1344؛ جلد يك‌؛ صفحه 44 و 145
6. گزارش‌ ايران‌ ، به‌ اهتمام‌ محمد علي‌ صوتي‌، سال‌ 1363، چاپ‌ دوم‌، صفحه‌ 14




منابع: 
کاری از گروه تحقیقات جنبش مصاف 

   www.antidevil.net   




ارادتمند : antizionizm
.........:::::::::: الحق لنا ، النصر لنا ، نحن الغالبون :::::::::::.........
اينجا : كهكشان راه شيري - منظومه ي شمسي - سياره ي زمين

۵ بهمن ۱۳۸۹

موج ِ فتنه اينبار در لبنان ... .



هوالخلاق
 خبر نوشت :
سخنان دبير کل حزب الله لبنان در مراسم اربعين
 
 
سيد "حسن نصرالله" دبير کل حزب الله لبنان
 با حمايت از انتخاب"نجيب ميقاتي" نامزد گروه هشتم مارس براي تشکيل کابينه جديد ،
همه احزاب سياسي لبنان را به تشکيل دولت وفاق ملي فراخواند .
به گزارش العالم ، سيد حسن نصرالله امروز( سه شنبه )
در سخنانی که به مناسبت اربعین حسینی که به صورت ويدئو کنفرانس
در منطقه بعلبک ازشبکه های مختلف تلویزیونی پخش شد ،
با انتقاد از سران گروه 14 مارس (هواداران غرب)
و تلاش آنان براي تضعيف " نجيب ميقاتي " مامور اين كشور براي تشكيل دولت جديد،
 تاكيد كرد كه تضعيف دولت جديد لبنان
 به سود هيچ جريان يا گروه خاصي در لبنان نيست.
دبيرکل حزب الله لبنان ادعاي اعضاي گروه چهارده مارس را
که ميقاتي را نامزد حزب الله دانستند مضحک دانست و گفت :
حزب الله به دنبال قدرت در لبنان نيست
بلکه به دنبال حفظ لبنان از توطئه هاي دشمنان
به خصوص رژيم صهيونيستي و آمريکا است ... .

سيد حسن نصرالله همچينن در سخنان خود
با اشاره به اقدامات مداخله جويانه آمريكا در امور داخلي لبنان گفت،
آمريكايي‌ها تلاش زيادي كردند تا سعد حريري را در مقام خود حفظ كنند.
سيد حسن نصرالله گفت :
" جو بايدن " معاون رييس جمهوري آمريکا
در تماس با برخي گروههاي لبنان از آنها خواست که به سعد حريري راي بدهند
 تا نظرات خودشان را در لبنان ديکته کنند .
دبيرکل حزب الله لبنان با انتقاد از موضع غرب و برخي رژيم‌هاي عربي منطقه
در خصوص آشوب‌هاي اخير در لبنان
كه طرفداران جريان 14 مارس آن را به راه انداخته‌اند،
ازرفتار دوگانه غرب در محکوم نکردن این حرکت ضد دموکراسی انتقاد کرد .
نصرالله با انتقاد از سران 14 مارس تاكيد كرد كه سران اين جريان
 در سخنان خود دم از دموكراسي مي‌زنند
ولي زمانيكه نامزد آنان براي تشكيل دولت انتخاب نشد،
بحث را به ناآرامي در خيابان‌ها كشاندند
 و نشان دادند كه در عمل به دموكراسي پايبند نيستند... .

دبيرکل حزب الله لبنان درباره تهديدهاي رژيم صهيونيستي عليه لبنان گفت :
مقاومت و ارتش لبنان آماده است
و مقاومت سلاح خود را به سمت سينه صهيونيستها نشانه رفته است .

منابع:
ارادتمند : antizionizm
.........:::::::::: الحق لنا ، النصر لنا ، نحن الغالبون :::::::::::.........
اينجا : كهكشان راه شيري - منظومه ي شمسي - سياره ي زمين

۲ بهمن ۱۳۸۹

آرماگدون و آرمان هاي ِ صهيونيست هاي مسيحي!

 

هوالخلاق
  !!! نوشت :
Armageddon 214 _ science fiction, disaster film 
سردمداران تفکر صهیونیسم مسیحی یا همان بنیادگرایان،
در رابطه با زمان وقوع نبرد آرماگدون اعتقادات جالب و تامل برانگيزي دارند... .
از نگاه مبلغان بنیادگرا در مقاطع مختلف، زمانهای متفاوتی
برای وقوع این جنگ پیش بینی شده که همگی حاکی از این است که
این نبرد قبل از ظهور مسیح
و بعد از تشکیل حکومت اسرائیل رخ می دهد ... .

هال لیندسی، نویسنده کتاب پر فروش
 "ستاره بزرگ در حال افول زمین"
(8 میلیون نسخه از این کتاب به فروش رسید)
در گذشته اینطور نقل کرد:
" نسلی که از سال 1948 متولد شده اند، شاهد بازگشت مسیح خواهند بود.
اما پیش از این واقعه باید جنگ یاجوج و ماجوج یا نبرد آرماگدون به وقوع پیوندد. 
این نبرد قبل از ظهور مسیح رخ می دهد و بعد از تشکیل حکومت اسرائیل.
یعنی این دو پیش شرط لازمه وقوع چنین نبرد سهمگینی می باشد."

وقتی این پیشگویی به واقعیت تبدیل نشد ،
شخصی به نام کشیش "بیلی گراهام" درباره سال 1970 هشدار داد
که جهان به سرعت به سوی آرماگدون در حال حرکت است
و جوانان کنونی آخرین نسل تاریخ هستند.  
وی که از مبلغان با نفوذ این مکتب بود، هم اکنون در قید حیات نیست
و پسرش راه او را دنبال می کند.
وی با چهار رئیس جمهور در کاخ سفید همراهی کرده است
و به عنوان روحانی خاص کاخ سفید شناخته می شد
و از احترام بسیاری برخوردار بود... .

رابرنسون از دیگر مبلغان این جریان اینطور بیان کرده
(در 9 ژوئن 1982 یعنی 3 روز بعد از اشغال لبنان توسط اسرائیل):
" به شما اطمینان می دهم که قیامت و رستاخیز در پائیز 1982 به وقوع خواهد پیوست.
اتحاد شوروی دست به حملات نظامی خواهد زد
و ضربه قاطع و نهایی بر سر آنها فرود خواهد آمد. "

از این نوع پیشگویی ها در میان اهالی این مکتب بسیار است
و نشان می دهد که تا چه حد برای این واقعه اهمیت قائل هستند

و برای آن برنامه ریزی دارند... .

اما این نبرد عظیم به نظر صهيونيست هاي مسيحي
 نتایج مختلفی را به دنبال دارد
که به این صورت شرح داده شده است:
1-کشتار کامل اعراب و مسلمان و نابودی پنج ششم از مردم کل دنیا
2-کشتار دو سوم از مردمان یهود و زنده ماندن تنها 144 هزار نفر از یهودیان
3-خشک شدن رود فرات
4-تخریب کامل بیت المقدس
5-عروج مسیحیان بنیادگرا و نزول عیسی مسیح و همراهانش و نابودی نیروهای اشرار
6- آغاز هزاره خوشبختی و سعادتمندی

مطابق اعتقادات مكتب فوق به وسیله پروتستان ها
حوادثی باید به وقوع بپیوندد تا مسیح دوباره ظهور نماید

و پیروان این مكتب وظیفه دینی دارند

برای تسریع در عملی شدن این حوادث كوشش نمایند.
حوادثی كه توسط آنها باید عملی شوند، عبارتنداز: 

1- یهودیان از سراسر جهان باید به فلسطین آورده شوند
و كشور اسرائیل در گستره ای از رودخانه نیل تا رودخانه فرات به وجود آید
و یهودیانی كه به اسرائیل مهاجرت نمایند اهل نجات خواهند بود.

2- یهودیان باید دو مسجد اقصی و صخره در بیت المقدس را منهدم كنند
و به جای این دو مسجد مقدس مسلمانان، معبد بزرگ را بنا نمایند
(تا به حال دو مسجد اقصی و صخره در بیت المقدس بیش از صدبار
مورد حمله یهودیان و مسیحیان صهیونیست قرار گرفته است)

3- روزی كه یهودیان مسجد اقصی و مسجد صخره در بیت المقدس را منهدم كنند،
جنگ نهایی مقدس (آرماگدون) به رهبری آمریكا و انگلیس آغاز شده است،
در این جنگ جهانی تمام جهان نابود خواهد شد.

4- روزی كه جنگ آرماگدون آغاز شود،
تمامی مسیحیان پیرو اعتقادات «عملی نمودن خواسته های مسیح»
كه مسیحیان دوباره تولد یافته می باشند، مسیح را خواهند دید
و توسط یك سفینه عظیم از دنیا به بهشت منتقل می شوند
و از آنجا همراه با مسیح نظاره گر نابودی جهان
و عذاب سخت در این جنگ مقدس خواهند بود.

5- درجنگ آرماگدون زمانی كه ضد مسیح در حال دستیابی به پیروزی است،
مسیح همراه مسیحیان دوباره تولد یافته در جهان ظهور خواهد كرد
و ضد مسیح را در پایان این جنگ مقدس شكست می دهد
و حكومت جهانی خود را به مركزیت بیت المقدس برپا خواهد ساخت
و معبدی را كه به جای مسجد اقصی و صخره در بیت المقدس 
 توسط مسیحیان و یهودیان قبل از آغاز جنگ آرماگدون ساخته شده است
محل حكومت جهانی خود خواهد ساخت... .

 

مراجع:
"صهیونیسم غیر یهودی"، رجینا شریف، مجله المعرفه
"آرماگدون"،محمود النجیری، ترجمه زعفرانی و عباسپور،نشر هلال
"آرماگدون، صهیونیسم و پروتستانتیزم"، حیدر رضا ضابط، موعود
" صهیونیزم مسیحی "، سید امیر حسین – اصغری،  موعود
"یهودیت"، عبدالرحیم سلیمانی سروستانی، نشر صدف
  مقالات فاطمه ناظم زاده ، تبیان
"صهیونیسم و جنگ آخرالزمان " ،‌ وعده ي صادق
و ... .


ارادتمند : antizionizm
.........:::::::::: الحق لنا ، النصر لنا ، نحن الغالبون :::::::::::.........
اينجا : كهكشان راه شيري - منظومه ي شمسي - سياره ي زمين

۲۹ دی ۱۳۸۹

هدف از اقدامات ( جنايات ) ِ سريالي ِآقاي جونز ... .

 

هوالخلاق
  !!! نوشت :
«تری جونز»
کشیش افراطی آمریکا
ملقب به «احمق فلوریدا»
که پیشنهاد شنیع قرآن ‌سوزی را مطرح کرده بود،
در جدیدترین اقدام توهین‌آمیز خود، 20 مارس (یکشنبه 29 اسفند) را
به عنوان «روز محاکمه قرآن» تعیین کرد... .
بر اساس گزارش شبکه شش اورلاندو،
جونز در نواری ویدئویی که بر روی سایت مشهور یوتیوب قرار داده،
اعلام کرده است: «قرآن در برابر شهود و وکلا محاکمه خواهد شد»
این کشیش افراطی در این نوار توهین‌آمیز
از مدافعان قرآن خواسته است
فردی را برای دفاع از آن انتخاب کنند
و گفته است:
ما مدافعان قرآن را به چالش می‌کشیم و ما از وکلای آن دفاع عملی می‌خواهیم... .
در همین حال «عبدالمعطی بیومی» عضو مجمع مطالعات اسلامی الازهر
 با رد محاکمه قرآن به عنوان متنی الهی گفت:
ما در عین حال حاضریم در مناظره‌ای موضوعی و عادلانه درباره معانی قرآن شرکت کنیم... .

وی افزود:
ما می‌توانیم آنچه که در قرآن آمده را برای جهانیان شرح دهیم.


؟ نوشت:

به نظر شما
1 . آيا اين اقدامات ( جنايات ) ِ سريالي ِآقاي جونز
به گفته ي برخي رسانه هاي داخلي و خارجي
فقط براي كسب شهرت مي باشد!
و يا از سر ديوانگي مي باشد!!
و يا ...!!!
و يا اهداف استراتژيك و پيچيده ي ديگري در پشت اين اقدامات مي باشد ؟
 2 . واكنش ِ بهينه چيست ؟


منبع :
با تغييرات از
http://mouood.org/



ارادتمند : antizionizm
.........:::::::::: الحق لنا ، النصر لنا ، نحن الغالبون :::::::::::.........
اينجا : كهكشان راه شيري - منظومه ي شمسي - سياره ي زمين

۲۴ دی ۱۳۸۹

محمد علی فروغی (ذکاءالملک) چراغدار ( استاد اعظم ) لژ بيداري ايران... .


هوالخلاق
  گرافيك - كاراكتر نوشت :

در اين پست سعي مي شود به طور خلاصه به بررسی شخصيت
محمد علی فروغی (ذکاءالملک)،
به عنوان یکی از موثرترین و پرنفوذترین
اعضای فراماسونری ایران در لژ بیداری،
پرداخته شود... .

محمدعلی فروغی درسال ۱۲۵۴ شمسی به‌دنیا آمد
و پس از مرگ پدر به ” ذکاءالملک ” ملقب شد... .
به گفته مهدی بامداد،
جدّ اعلای این خانواده از یهودیان بغداد بود،
که برای تجارت به ایران آمد  و در اصفهان سکنی گرفت.
پدر فروغی، محمدحسین ذکاءالملک متخلص به فروغی،
 از معاریف فرهنگی زمان خود به‌شمار می‌رفت... .
او تحت تاثیر میرزا ملکم خان
از پیشکسوتان ترویج فرهنگ غربی و فراماسونی در ایران شد... .
 فروغي در چنین مکتبی تربیت شد
و به ‌نوبه ي خود به یکی از برجسته‌ترین
روشنفکران غرب‌گرا و بزرگ ِ فراماسون ایران بدل گردید... .
محمدعلی فروغی برای نخستین بار
به همراه وثوق‌الدوله (میرزاحسن‌خان)
و دبیرالملک (میرزامحمد حسین‌خان بدر)،
قانون اساسی و سایر اسناد بنیادی فراماسونری را
به فرمان “ لژ بیداری ایران ” از فرانسه به فارسی ترجمه کرد
و واژه فراماسونری و معادل‌های فارسی آن،
چون “ جمعیت رفیقان ” و “ فتیان ” را در واژگان فارسی جا انداخت... .
فروغی در سن ۳۲ سالگی
از بنیانگذاران “لژ بیداری ایران” در سال ۱۲۸۶ شمسی(۱۹۰۷ میلادی) بود
و در این لژ به مقام استاد اعظم
با عنوان خاص “ چراغدار” نائل آمد... .
فروغی از مدرسین و مدیر مدرسه علوم سیاسی بود،
که توسط فراماسون های سرشناس ،
میرزا نصرالله خان مشیرالدوله
و پسرش میرزا حسن خان بنیاد نهاده شد... .
این مدرسه، که بعدها دانشکده حقوق شد،
مکتبی بود که فرزندان طبقه حاکمه ایران را به خود جذب کرد
و دولتمردان و” رجال سیاسی ” ایران آینده را پرورش داد
و بذر فرهنگ و روان شناسی فراماسونی را
 در نسل‌های متمادی تحصیل کردگان و دانشگاه دیدگان غرب گرای ایران افشاند... .
فروغی حلقه ي واسط نسل کهن فراماسون‌های عهد قاجار (ملکم و مشیرالدوله‌ها)
با فراماسون‌های نسل بعد بود... .
 او در رأس حلقه‌ای از متفکران و برجستگان فراماسونری ایران
(حسن پرنیا، تقی‌زاده، محمد جم، علی منصور، ابراهیم حکیم الملک و…)
روح فراماسونری را، از طریق اهرم حکومت وسیاست،
در کالبد فرهنگ جدید ایران، که در دوران پهلوی شکل گرفت، دمید... .
 فروغی‌ در سال‌هایی که به‌ظاهر خانه نشین بود،
به جذب استعدادهای برجسته علمی و فرهنگی پرداخت
و با کمک‌های بی‌دریغ مادی و سیاسی آن ها را مورد حمایت قرار داد
و بدین سان بر مشاهیر فرهنگی زمان خود نفوذ معنوی چشمگیري یافت... .
فروغی بخش مهمی از وقت خود را صرف شاهنامه کرد
و به تنظیم خلاصه دوجلدی و منتخب یک جلدی آن پرداخت!
تلاش فروغی، بعدها توسّط شاگردان و پیروان “مکتب” او پی‌گرفته شد
و حتی به افراط کشیده شد... .
در نتیجه، شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی
به “کتاب مقدس” ایدئولوژی شاهنشاهی بدل گردید!
چیزی که روح حکیم فرزانة طوس، که شاهنامه خود را “ستم نامه عزل شاهان”
و ” دردنامه بی‌گناهان” می‌خواند، از‌ آن بیزار بود... .
 استفاده جهت‌دار از اشعار فردوسی
خارج کردن ابیات از متن و کاربد متملقانه ي آن،
و حتی  جعل ابیات، به چنان ابتذالی کشیده شد
 که مرحوم ملک الشعرای بهار را به فریاد آورد
 او گفت :
"   اشعار بی‌پدر و مادر را پهلوی هم قرارداده‌اند و اسم آن را شاهنامه گذاشته‌اند!
بنده وقتی می‌گویم این شعر مال فردوسی نیست،
می‌گویند تو وطن‌پرست نیستی…
آقا این وضع زندگی نیست…
افرادی می‌خواهند احساسات وطن‌پرستی مردم را بدین‌وسیله تحریک کنند و بالا بیاورند،
هرچه دلشان خواست در آن می‌گنجانند و هر چه در‌ آن گنجانیده شده قبول می‌کنند
و می‌گویند این شاهنامه ملّت ایران است  "


فروغی به عنوان یک محقّق و اندیشه پرداز
دارای آثار متعددی است :
        
  • تاریخ مختصر ایران
  • تاریخ مختصر دولت قدیم روم
  • دوره مختصر از علم فیزیک
  • اصول علم ثروت ملل
  • حقوق اساسی یا آداب مشروطیت دول
  • تاریخ ملل قدیمه مشرق (ترجمه)
  • حکمت سقراط و افلاطون
  • اندیشه‌های دور و دراز
  • پیام به فرهنگستان
  • فن سماع طبیعی
  • سیر حکمت در اروپا
  • آئین سخنوری

همچنین برخی متن‌های فارسی را تصحیح و منتشر کرد:
  • کلیات سعدی
  • زبده دیوان حافظ
  • رباعیات خیام
  • خلاصه شاهنامه
  • مواعظ سعدی

او به عنوان یک دولت مرد :
066114.jpg
نماینده دوره های
اوّل
و دوّم
 و سوّم
مجلس شورای ملی بود
 و در مجلس دوّم به مقام ریاست نیز رسید... . 
پنج بار وزیرخارجه،
چهار بار وزیر دارایی،
سه بار وزیر دادگستری،
چهار بار وزیر جنگ،
یک بار وزیر اقتصاد
و چهار بار نخست‌وزیر شد!
نكته ي جالب اينكه
فروغي اولين و آخرين نخست وزير رضا شاه بود!

لازم به ذكر است
فروغي در به قدرت رسیدن رضاخان،
 تاسیس سلسله پهلوی
و حفظ آن از طریق انتقال قدرت از پهلوی اول به پهلوی دوم  نقش كليدي داشت... .
و در نهايت
فروغی در ۵ آذر ۱۳۲۱
هنگامی که وزیر دربار محمدرضا پهلوی بود،
در اثر عارضه قلبی درگذشت... .

پي نوشت :
مطالبي كه بيان شد تنها گوشه اي مختصر از زواياي پيچيده ي
اين شخصيت ِ بسيار پيچيده و موثر در تاريخ ايران بود!


منبع :
با اندكي تغييرات از
mobinmedia.ir
گروه سياسي - اقتصادي شبكه ي خبر








ارادتمند : antizionizm
.........:::::::::: الحق لنا ، النصر لنا ، نحن الغالبون :::::::::::.........
اينجا : كهكشان راه شيري - منظومه ي شمسي - سياره ي زمين


۲۲ دی ۱۳۸۹

تروريسم ِ دولتي ، عادت ِ ترك ‌نشدني ِ رژيم صهيونيستي... .

هوالخلاق
  كاراكتر نوشت :

سال پيش
درست در چنين روزي
كمتر از دو هفته از حضور گسترده مردم در حماسه 9 دي ماه 1388 مي‌گذشت
كه دشمن زخم خورده از نظام و انقلاب اسلامي ايران و نااميد 
 پروژه جديدي را براي ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي ايران كليد زد... .

اين بار اما هدف ترور تغيير كرده بود و دشمن كه پيشرفت علمي كشور
و دستيابي ايران به قله‌هاي علم و دانش را به وضوح مشاهده مي‌كرد،
دانشمندان كشور را هدف قرار داد... ..




ساعت 7:58 دقيقه صبح روز 22 دي ماه 88
هنگامي كه دكتر مسعود علي‌محمدي استاد برجسته فيزيك دانشگاه تهران
و از دانشمندان هسته‌اي كشورمان قصد داشت عازم محل كار خود شود،
به وسيله يك بمب كنترل از راه دور جاسازي شده در يك موتورسيكلت
كه به فاصله يك متري از در ورودي منزل وي به درختي بسته شده بود،
ترور و به درجه شهادت نائل آمد... .

دكتر مسعود علي‌محمدي از اساتيد مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد
و دكتراي فيزيك دانشگاه تهران و تربيت معلم
و فارغ‌التحصيل مقطع دكتراي فيزيك از دانشگاه شريف در سال 1371 بود.
دكترعلي ‌محمدي، يكي از برگزيدگان جشنواره بين‌المللي خوارزمي در سال 86
و حائز رتبه دوم پژوهش‌هاي بنيادي بود
و طي سال‌هاي 76 تا 80، با مؤسسه تحقيقات ذرات بنيادي همكاري داشت.

خبر ترور علي محمدي به سرعت در تمام رسانه منعكس شد
و سيل پيام‌ها، ‌بيانيه‌ها و واكنش‌ها در محكوميت اين عمل ناجوانمردانه به راه افتاد
و انگشت اتهام همه به سوي آمريكا، ‌اسرائيل و انگليس نشانه رفت... .

ظهر همان روز گروهك موسوم به انجمن پادشاهي ايران 
 طي اطلاعيه‌اي با تأكيد بر اينكه
 "ما با افتخار اعلام مي‌كنيم كه محاربيم، آري ما محاربيم "،
ترور دكتر مسعود علي‌‌محمدي را به عهده گرفت!

 دستگاه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي اقدامات خود را براي
شناسايي و دستگيري عوامل اين اقدام تروريستي آغاز كردند
و كميسيون سياست داخلي و امور شوراهاي مجلس نيز بررسي ترور دكتر مسعود علي‌محمدي را
به صورت ويژه در دستور كار خود قرار داد
و كميته امنيت داخلي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس نيز به رياست پرويز سروري تشكيل
و مسئول بررسي ابعاد اين حادثه تروريستي شد... .

بررسي‌هاي اوليه نشان مي‌داد كه نحوه و شيوه ترور شهيد علي‌محمدي
 تشابه زيادي به ترور شخصيت‌‌هاي لبناني و فلسطيني
كه توسط رژيم صهيونيستي صورت مي‌گيرد، دارد
كه استفاده از ساچمه در ساختار بمب
و كنترل آن از راه دور اين فرضيه را قوت مي‌بخشيد... .

 پرويز سروري رئيس كميته امنيت كميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي
20 روز پس از ترور شهيد علي‌محمدي اعلام كرد كه
نوع به كارگيري مواد منفجره و تاكتيك‌هايي كه در عمليات اين ترور اتخاذ شده بود،
دقيقا مشابه عمليات‌ صهيونيست‌ها
در ترور شهيد عماد مغنيه است... .

به اعتقاد برخي كارشناسان اين ترور در واقع يك انتحار سياسي بود كه
صهيونيست‌ها براي بازگرداندن التهابات پس از انتخابات 88 به جامعه انجام گرفت... .

پيگيري‌هاي اطلاعاتي و امنيتي براي شناسايي و دستگيري عوامل اين ترور ادامه داشت
و شهادت استاد علي‌محمدي به نخستين سالگرد خود نزديك مي‌شد
كه ناگهان 2 تن ديگر از اساتيد كشورمان هدف حمله تروريستي قرار گرفتند!

صبح روز دوشنبه 8 آذر ماه 89
مجيد شهرياري و فريدون عباسي،
2 استاد فيزيك دانشگاه شهيد بهشتي
در 2 حادثه جداگانه مورد سوء قصد قرار گرفتند
كه در اين حادثه مجيد شهرياري به مقام شهادت نائل آمد
 و فريدون عباسي نيز مجروح شد... .

هر دو استاد به يك شيوه
اما در محل‌هاي جداگانه و حوالي ساعت 7:45 دقيقه صبح ترور شدند... .

اين تداوم ترورها نشان داد كه دشمنان انقلاب اسلامي
تمام تلاش خود را معطوف به ايجاد مانع در مسير پيشرفت علمي جمهوري اسلامي
از طريق ترور اساتيد و دانشمندان كرده‌اند و در اين راه از هيچ اقدامي دريغ نمي‌كنند؛
حتي از قرار دادن نام دانشمندان ايراني در قطعنامه‌هاي سازمان ملل
 و گرادادن به سازمان‌هاي جاسوسي استكباري براي ترور آنها!

اين بار ديگر ردپاي سازمان‌هاي جاسوسي آمريكا،
رژيم صهيونيستي و انگليس
به روشني در اين ترورها ديده مي‌شد... .
تا اينكه وزارت اطلاعات
2 روز مانده به نخستين سالگرد شهادت دكتر مسعود علي‌محمدي
طي اطلاعيه‌اي از شناسايي و دستگيري عوامل اصلي اين جنايت تروريستي
و انهدام يك شبكه متشكل از جاسوسان‌ و تروريست‌هاي وابسته به رژيم صهيونيستي خبر داد
 و از نقش موساد در ترور شهيد مسعود علي‌محمدي استاد فيزيك دانشگاه تهران پرده برداشت.

عامل ترور شهيد علي‌محمدي نيز پس از دستگيري اعتراف كرد
كه توسط موساد آموزش ترور را ديده‌
و تمام وسائل و تجهيزات براي ترور از سوي موساد در اختيارش قرار گرفته است.

"مجيد جمالي ‌فش "
عامل اصلي ترور شهيد علي‌محمدي
واز اعضاي يكي از شبكه‌هاي تروريستي موساد اعلام كرد
كه توسط چند افسر ارشد اسرائيلي در پادگاني در نزديكي تل‌آويو،
آموزش‌هاي مختلف از جمله تعقيب و گريز، ضد تعقيب
و چسباندن بمب زير خودرو را تمرين كرده بود... .

اين تروريست در بخش ديگري از اعترافاتش گفت:
پس از اينكه درباره ترور دكتر علي‌محمدي
از زواياي مختلف توجيه رواني و عملياتي شدم
 و چند بار عمليات بمب‌گذاري را در آن پادگان تمرين كردم،
ماكت بسيار دقيقي از منزل دكتر علي‌محمدي و محيط اطراف منزل وي در اختيار من قرار گرفت
 تا كاملاً با محيط و شرايط واقعي عمليات ترور وي آشنا شوم... .

حجت‌الاسلام حيدر مصلحي وزير اطلاعات نيز در يك نشست خبري
به تشريح جزئيات دستگيري عوامل ترور شهيد مسعود علي‏محمدي پرداخت و گفت:
اين استاد برجسته توسط عوامل مزدور موساد به شهادت رسيده است.
مصلحي بر همين اساس گفت كه دستگاه اطلاعاتي جمهوري اسلامي ايران
با نفوذ در سيستم اطلاعاتي رژيم صهيونيستي
شبكه‌هاي اين رژيم را شناسايي كرده
و در همين رابطه بيش از 10 نفر از شبكه‌هاي مختلف دستگير شدند... .

حال كه زواياي پنهان اين ترور آشكار شده است،
مشخص شد كه آمريكا، اسرائيل و انگليس و سازمان‌هاي جاسوسي آنها
روش‌هاي عملياتي و اطلاعاتي پيچيده‌اي
براي جلوگيري از پيشرفت و رشد علمي جمهوري اسلامي ايران در پيش گرفته‌اند كه
 نيازمند حفاظت مضاعف از دانشمندان كشورمان
در برابر تروريسم دولتي اين كشورهاست... .

از سوي ديگر،
با وجود اينكه تروريسم دولتي آمريكا، اسرائيل و انگليس
هر روز بيش از گذشته چهره خود را به افكار عمومي جهانيان نمايش مي‌دهد
و اين موضوع براي سازمان‌هاي بين‌المللي نيز كاملاً روشن و انكارناپذير است،
سكوت سازمان ملل متحد و شوراي امنيت
و همچنين سكوت مجامع به اصطلاح حقوق بشري در برابر اين اقدامات
كاملاً سوال‌برانگيز و غيرقابل پذيرش بوده
و نشانگر رويكردها و همراهي اين سازمان‌ها با تروريسم دولتي است!!!

اما بهترين جواب به دشمنان
پاسخي است كه همسران ِ ارجمند ِ اين شهيدان خطاب به آنها تاكيد كرده‌اند؛
اينكه با اين روش‌ها و ترورها نمي‌توانند از پيشرفت، استقلال و آزادي ايران جلوگيري كنند
چرا كه با رفتن علي‌محمدي‌ها و شهرياري‌ها،
جاي آنها خالي نمي‌ماند
 و صدها و هزاران نفر همچون آنها،
خيال خام دشمنان را باطل خواهند كرد... .





منبع :
با اندكي تغييرات

http://www.rasekhoon.net/






ارادتمند : antizionizm
.........:::::::::: الحق لنا ، النصر لنا ، نحن الغالبون :::::::::::.........
اينجا : كهكشان راه شيري - منظومه ي شمسي - سياره ي زمين